تبليغاتX
نقاب
خبری بین المللی سیاسی فرهنگی

بسیاری از پایگاه های الکترونیکی در جهان عرب طی 24 ساعت گذشته در مورد اختلاف شدید به وجود آمده میان بهاء و سعدالدین، دو فرزند "رفیق حریری" نخست وزیر پیشین لبنان مطالبی را بیان کرده اند.

بهاء فرزند بزرگ "رفیق حریری" است اما پس از ترور پدرش ورود به عرصه سیاسی را رد کرد و بدین ترتیب عرصه را برای برادر کوچکترش، "سعدالدین" باز کرد.

 

 

در مطالب و گزارشاتی که طی 24 ساعت گذشته در پایگاه های مختلف جهان عرب منتشر شد و تعجب شدید کارشناسان و ناظران سیاسی و نیز افکار عمومی جهان عرب را برانگیخت، "بهاء" طی نامه ای برادرش "سعدالدین" و نیز همپیمانانش "سمیر جعجع" و "ولید جنبلاط" را افرادی "گوشت تلخ" و "متکبر" خواند.

در همین راستا برخی منابع آگاه از دفتر "سعدالدین حریری" اعلام کردند که وی فورا دستور داده که هیچگونه بازتابی از این نامه صورت نگیرد و کاملا محرمانه باقی بماند زیرا مطمئنا صدور این نامه به سود مقاومت اسلامی خواهد بود و قطعا ثابت می کنند که "اسرائیل" دشمن مشترک همه است.

برخی خبرنگاران صبح امروز با تماس به دفتر "سعدالدین" و نیز تماس با "بهاء" سعی کردند صحت این نامه را جویا شوند اما هیچ یک از طرفین حاضر به دادن پاسخ در این مورد نشد بنابراین به این نتیجه دست یافتند که به احتمال زیاد این خبر درست باشد.

این است بخشی از نامه "بهاء" خطاب به "سعدالدین":

 

ای شهروندان لبنان عزیز و ای پیروان "رفیق حریری"، سلام بر شما و بر شهیدمان و شهیدتان "رفیق حریری" و رحمه الله و برکاته. حدود یک سال و اندی پیش شما را از برادرم "سعدالدین" برحذر داشتم و اعلام کردم که او شما را به سمت در آتش سوختن لبنان هدایت خواهد کرد. نه به این علت که می داند یا نمی داند که چه می کند، بلکه به دلیل اینکه در خط مشی گروهی از مزدوران و خیانتکاران مانند فواد ]سینیوره[، هانی ]حمود[، جرج، داوود و غیره (نام کامل این افراد بیان نشده است) که همگی توسط "رفیق حریری" به حزب المستقبل راه یافتند، حرکت می کند. "رفیق حریری" این افراد که مانند تیغی تیز و برنده هستند را به درون حزب آورد تا با استفاده از آنان بتواند از این حزب محافظت کند اما این افراد پس از ترور وی حمله و تحرکات خود علیه حزب را آغاز کردند.

ما در جنگ به سر می بریم، بله جنگ. جنگی که "سعدالدین" با فشار "کاندولیزا رایس" و بازیچه اش یعنی "فواد سینیوره" لبنان را به آن کشاند.

ای شهروندان لبنان و ای دوستداران "رفیق حریری" شما را دعوت می کنم که از فتنه بر حذر باشید و با یکدیگر متحد شوید. "شیعیان" دشمنان شما نیستند بلکه "اسرائیل" دشمن شماست. "مارونی" ها و "سنی" های مخالف نیز دشمنان شما نیستند، بلکه "اسرائیل" دشمن همه ماست.

ای شهروندان لبنانی شما را از افتادن در فتنه برحذر می دارم. اگر جنگیدن واجب است، بگذارید "فواد سینیوره" فرزندش "محمد" که یکی از میلیاردهای جدید لبنان و صاحب یکی از بزرگترین شرکتهای اینترنتی و موبایلی در کشور است را به جنگ بفرستد. اگر "سعدالدین" به جنگ اصرار دارد، "هانی حمود" و برادر زنش "هانی العضم" و فرزندانشان را به جنگ بفرستد که از نمکدان "رفیق حریری" خوردند و پس از مرگش نمکدان شکستند و خونش را به بهایی ناچیز به "اولمرت" فروختند. بگذارید فرزندان "گالیری دیاب" و "وسام الحسن" که دوستان رهبران موساد هستند بجنگند.

ای شهروندان لبنانی باور نکنید که مقاومت خطرناک است و شما را تهدید می کند. چرا روزی که جوانان شما سید "حسن نصرالله" را فحش می دادند، وی با شما نجنگید؟!

والله من به عنوان فرزند "رفیق حریری" با سید ]حسن نصرالله[ که در برابر همگان قسم خورده که با قاتل "رفیق حریری" می جنگد. نمی جنگم.

"بهاء" در ادامه خطاب "میشل سلیمان" فرمانده ارتش لبنان گفت: همه ما با تو هستیم و از تو حمایت می کنیم.

وی در پایان خطاب به سید "حسن نصرالله" گفت: تو با عمامه خود از لبنان حمایت و دفاع کردی و ما نیز با خون "رفیق حریری" از مقاومت حمایت و دفاع خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 17:16  توسط فواد | 

تعدادی از کارشناسان و سیاستمداران عرب و مصری طی سمیناری اعلام کردند که عربستان سعودی پس از ترور "رفیق حریری" نخست وزیر پیشین لبنان، در افزایش بحران سیاسی این کشور نقش موثری ایفا کرده است.

روز گذشته سمیناری توسط موسسه تحقیقاتی و پژوهشی "حجاز ما" که مقر اصلی آن در کشور مراکش است، با همکاری اتحادیه روزنامه نگاران مصری در قاهره پایتخت مصر برگزار شد.  سرشناس ترین چهره های شرکت کننده در این سمینار "عبدالکریم العلوجی" اندیشمند عراقی، "رفعت سید احمد" نویسنده و روزنامه نگار مصری، "احمد السایح" استاد فلسفه اسلامی در دانشگاه الأزهر، "امام عبدالله" استاد علوم سیاسی در دانشگاه قاهره و تعدادی دیگر از سیاستمداران و کارشناسان مختلف بودند.

این کارشناسان حاضر در سمینار در ادامه سخنان خود افزودند: توطئه ای که عربستان سعودی در کشور لبنان چیده است در زمینه سیاسی و اقتصادی است و این کشور نقش ویژه ای در راستای منافع آمریکا و "اسراییل" ایفا کرده است به طوریکه همواره به بهانه خون "رفیق حریری" سعی کرده میان شیعه و سنی در این کشور جنگ بیاندازد و به اصطلاح نقش سوریه در لبنان را کمرنگ تر کند.

این کارشناسان در ادامه گفتند: عربستان سعودی همچنین پس از پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه از طریق فرزند و دست پرورده خود "سعدالدین حریری" تلاش می کنند که در برابر مقاومت بایستند. ناگفته نماند که عربستانی ها در این مسیر همچنین به "ولید جنبلاط" رهبر حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان که یکی از سرسخت ترین مخالفان حزب الله است، کمک مالی و تسلیحاتی کرده اند.

این کارشناسان در ادامه افزودند: بی شک نیروهای امنیتی عربستان و اردن با هماهنگی آمریکا و "اسرائیل" در جنایت ترور شهید "عماد مغنیه" به طور مستقیم دست داشته اند.

این کارشناسان عرب در ادامه می گویند: عربستان با اینکار علاوه بر اینکه می خواست به پیکر مقاومت اسلامی ضربه وارد کند، به دنبال آن بود که سوریه را کشوری ناامن نشان دهد و در نتیجه مانع برگزاری کنفرانس اتحادیه عرب که می تواند از فشارهای بین المللی علیه سوریه بکاهد، شوند.

این کارشناسان در ادامه خواستار برملا شدن تحرکات محرمانه و فتنه انگیز عربستان سعودی و نیز وهابیها

در لبنان شدند تا تمام اعراب از حقیقت مطلع شوند.

گفتنی است این سمینار از سوی روزنامه های الأهرام، المصری الیوم، الموجز، العرب، الدستور، السفیر اللبنانی، پوشش خبری شد.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت 17:26  توسط فواد | 
در سال 1948 ميلادي، صهيونيست ها که از نقاط مختلف جهان به سرزمين هاي فلسطيني کوچ کرده و آنجا را اشغال کرده بودند، دولت غصبي "اسرائيل" را بنا نهادند. به همين دليل تقريبا 100% مقامات بلندپايه رژيم اشغالگر قدس تباري غير فلسطيني و غير بومي دارند. طي اين گزارش به برخي از اين چهره هاي سرشناس نگاهي مي اندازيم.

1- مناخيم بيگن (1913- محل تولد لهستان) نخست وزير سابق

2- بنيامين بن العايزر (1937- محل تولد عراق) وزير جنگ سابق

3- موشه کاتساف (1945- محل تولد ايران) رئيس جمهور سابق

4- شيمون پرز (1923- محل تولد لهستان) رئيس جمهور فعلي

5- امير بيرتس (1952- محل تولد مراکش) وزير دفاع سابق

6- يهودا آبرامو ويتس (1913- محل تولد لهستان) خاخام سرشناس

7- موشه آرنز (1925- محل تولد ليتواني) وزير امور خارجه سابق
8- شائول موفاز (1948- محل تولد ايران) وزير جنگ سابق

9- شام وايزمن (1874- محل تولد روسيه) رئيس جمهور سابق
10- هزاک بن زوي (1884- محل تولد اوکراين) رئيس جمهور سابق
11- زالمن شازار (1889- محل تولد روسيه سفيد) رئيس جمهور سابق
12- ابرايم کت زير (1916- محل تولد اوکراين) رئيس جمهور سابق
13- شام هرزوگ (1918- محل تولد ايرلند جنوبي) رئيس جمهور سابق
14- داوود سلطان (1937- محل تولد مصر) فعال سياسي
15- اسحاق شامير (1915- محل تولد لهستان) وزير امور خارجه سابق
16- ديويد بن گورين (1886- محل تولد لهستان) نخست وزير سابق

17- موشه شارت (1894- محل تولد روسيه) وزير امور خارجه سابق - نخست وزير سابق

18- گلدا ماير (1898- محل تولد اوکراين) وزير امور خارجه سابق

19- رافائل بنحاسي (1940- محل تولد افغانستان) فعال سياسي
20- لوئي اشکول (1895- محل تولد اوکراين) نخست وزير سابق
21- رافائل ادري (1937- محل تولد مراکش) فعال سياسي
22- يوري آونري (1923- محل تولد آلمان) نماينده سابق کنيست
23- سيمحا آرليخ (1915- محل تولد لهستان) فعال سياسي
24- آبا ابان (1915- محل تولد آفريقاي جنوبي) وزير امور خارجه سابق
25- حييم بارلو (1924- محل تولد اتريش) ژنرال نظامي
26- حييم اورون (1943- محل تولد شيلي) از سياستمداران حزب ميرتس
27- اسحاق بن آهارون (1906- محل تولد روماني) فعال سياسي
28- يوسف دوف (1899- کانادا) قاضي و فعال سياسي
29- ديويد ماگين (1945- محل تولد مراکش) از رهبران حزب ليکود
30- شلومو هيلل (1923- محل تولد عراق) رئيس سابق کنيست
31- ويکتور شمعون (1915- محل تولد بلغارستان) نماينده سابق کنيست
32- دوف شيلانسکي (1924- محل تولد ليتواني) رئيس سابق کنيست
33- دان حالوتس (1948- محل تولد ايران) رئيس ستاد مشترک ارتش

34- نسيم زويلي (1942- محل تولد تونس) فعال سياسي
35- مايير شمگار (1925- محل تولد آلمان) فعال سياسي
36- اليعازر شوستاک (1911- محل تولد لهستان) وزير سابق
37- ران کوهي (1938- محل تولد عراق) وزير سابق
38- ايرائيل کيسار (1931- محل تولد يمن) وزير سابق
39- يتسرائيل گاليله (1911- محل تولد اوکراين) نماينده سابق کنيست
40- اوري زوي گرينبرگ (1896- محل تولد اسپانيا) نماينده سابق کنيست
41- زالمان شازار (1889- محل تولد روسيه) وزير سابق
42- امانوئل زيسمان (1935- محل تولد بلغارستان) شهردار سابق
43- ژاک نيريا (1950- محل تولد لبنان) مشاور سياسي
44- حاييم وايزمن (1974- محل تولد روسيه) رئيس جمهور سابق

45- مردخاي گور (1930- محل تولد روسيه) نماينده سابق در سازمان ملل
46- آلکس گلدفارب (1947- محل تولد روماني) نماينده سابق کنيست
47- ماير تلمي (1909- محل تولد آلمان) نماينده سابق کنيست
48- يعقوب حازان (1899- محل تولد روسيه) نماينده سابق کنيست
49- بنحاس روزن (1887- محل تولد آلمان) قاضي و فعال سياسي
50- ولاديمير ژابوتنسکي (1880- محل تولد روسيه) فعال سياسي
51- بنحاس سابير (1907- محل تولد لهستان) اقتصاددان و فعال سياسي
52- موشه حييم شاپيرا (1902- محل تولد روسيه) وزير سابق
53- مائير شطريت (1948- محل تولد مراکش) نظامي و نماينده سابق کنيست

54- ماير کاهانا (1932- محل تولد آمريکا) خاخام سرشناس
55- تدي کوليک (1911- محل تولد اتريش) فعال سياسي
56- آهارون ياريو (1920- محل تولد روسيه) نظامي و فعال سياسي
57- شموئيل هالپرت (1936- محل تولد روماني) خاخام سرشناس و نماينده سابق کنيست
58- اسير هاريل (1911- محل تولد روسيه) فعال سياسي
59- آريم درعي (1959- محل تولد مراکش) فعال سياسي
60- ميکائيل هاريش (1936- محل تولد روماني) فعال سياسي
61- هايدل زايدل (1920- محل تولد لهستان) نماينده سابق کنيست
62- يشايهوا ليبوويتز (1903- محل تولد روسيه) دانشمند و فيلسوف سرشناس
63- شلومو لورنس (1918- محل تولد مجارستان) رئيس کميسيون دارايي در دوران ليکود
64- ايستر سلمونويتس (1948- محل تولد آمريکا) فعال سياسي
65- تئودور هرتزل (----- محل تولد مجارستان) روزنامه نگار سرشناس
66- ماير يعاري (1897- محل تولد اتريش) فعال سياسي
67- افرائيم کاتزير (1916- محل تولد لهستان) دانشمند سرشناس
68- زالمان آران (1899- محل تولد روسيه) وزير و نماينده سابق کنيست
69- آهارون ابوحصيره (1938- محل تولد مراکش) شهردار و نماينده سابق کنيست
70- ميريام بن پورات (1918- محل تولد روسيه) فعال اجتماعي و سياسي
71- الياهو بن اليسار (1932- محل تولد لهستان) اولين سفير در مصر
72- شائول آويگور (1899- محل تولد روسيه) فعال نظامي و سياسي
73- يوسف بورگ (1909- محل تولد آلمان) وزير سابق
74- لوي آشکول (1895- محل تولد اوکراين) فعال سياسي

75- افرائيم اشترن (1907- محل تولد لهستان) موسس سازمان نظامي – تروريستي "لوهامي حيروت اسرائيل"
76- اسحاق بن زيوي (1884- محل تولد روسيه) رئيس جمهور سابق
77- آبراهام هکوهن کوک (1865- محل تولد ليتواني) خاخام سرشناس

78- اسحاق ليوي (1957- محل تولد مراکش) نماينده سابق کنيست

79- آفرائيم کاتزير (1916- محل تولد اوکراين) رئيس جمهور سابق

80- حييم هرتزوگ (1918- محل تولد ايرلند شمالي) فعال نظامي و سياسي

81- ديويد ليوي (1937- محل تولد مراکش) نماينده کنيست

82- زيو ولاديمير ژابوتنسکي (1880- محل تولد روسيه) فعال براي تأسيس رژيم

83- شيمعون شيطريت (1946- محل تولد مراکش) وزير سابق

84- هرتزل تئودور (1860- محل تولد مجارستان) پايه گذار و رهبر صهيونيسم سياسي

85- موشه شاحل (1936- محل تولد عراق) وزير سابق

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 17:46  توسط فواد | 
 

نخرید تا "اسرائیل" نابود شود!

بزرگترین سرمایه داران و صاحبان کارخانجات سرشناس ترین کالاهای جهان، صهیونیستی هستند. این افراد سالانه میلیون ها دلار برای تقویت و ادامه حیات رژیم اشغالگر قدس، کمک نقدی می کنند. بی شک ما با نخریدن و تحریم این کالاها می توانیم ضربه مهلک و شدیدی به این سرمایداران وارد کنیم و بالطبع این مسأله به طور مستقیم در تضعیف و نابودی این رژیم غاصب تأثیرگذار خواهد بود. طی این گزارش این سرشناس ترین این کالاها نگاهی گذرا می اندازیم.

بی شک این کالاها به دلیل سرشناس بودن مارک، نیازی به شرح ندارند زیرا بسیاری از ما تاکنون حداقل از یکی از این کالاها استفاده کرده ایم. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت 17:31  توسط فواد | 

"ولید جنبلاط" روز گذشته طی اظهاراتی غیرمنتظرانه خطاب به حزب الله و دیگر مخالفان دولت "فواد سینیوره" اعلام کرد که جناح حاکم کاملا آماده جنگ و درگیری هستند. کارشناسان سیاسی و استراتیژی جهان این سخنان "جنبلاط" را یک رفتار غیرسیاسی دانستند و آنرا فراخوان "جنگ تمام عیار" دانستند.

"ولید جنبلاط" همواره به عنوان یکی از باهوش ترین سیاستمداران لبنان شناخته می شود. وی پسر "کمال جنبلاط"، است. پدر او توسط افراد مسلح ناشناس مورد ترور سیاسی قرار گرفت و جان باخت. در حالیکه "کمال جنبلاط" از بهترین دوستان و همپیمانان دولت سوریه بود، "ولید جنبلاط" همواره اعتقاد داشته که پدرش توسط نیروهای امنیتی سوریه کشته شد به همین دلیل او یکی از سرسخت ترین مخالفان دولت سوریه در لبنان به حساب می آید.

 

اولین نکته ای که در سخنان روز گذشته "ولید جنبلاط" قابل توجه است اینست که وی از بسیار باهوش است، تاکنون سابقه نداشته که در سخنرانی خود کاغذ به همراه داشته باشد و از روی کاغذ مطالب خود را برای حاضرین قرائت کند. بنابراین می توان حدس زد که سخنان روز گذشته "جنبلاط" از خودش نبوده بلکه به وی املا شده بود و او برای اینکه آن را فراموش نکند، بر روی کاغذ یادداشت کرده بود.

نکته ای که می تواند این مسأله را ثابت کند اینست که وقتی وی حزب الله و دیگر مخالفان را به جنگ می طلبید، دقیقا مطالب را از روی کاغذ می خواند در حالیکه دیگر سخنانش را از حفظ می گفت.

نکته دیگر قابل توجه اینست که "جنبلاط" به رغم شخصیت بسیار قوی که دارد، اما در سخنرانی روز گذشته خود به شدت ترسیده بود و اضطراب داشت و دستانش در طول سخنرانی می لرزید. بی شک ترس و لرز او به خاطر جنگ نیست زیرا اگر می ترسید اصلا کسی را به جنگ فرا نمی خواند، پس از مسأله دیگری نگرانی و ترس داشت.

همگان شاهد آن بودیم که چگونه حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه سال گذشته ارتش رژیم اشغالگر قدس را به زانو در آورد. از نکات دیگر قابل توجه اینست که آیا "ولید جنبلاط" به تنهایی می تواند با حزب الله که رژیم صهیونیستی را شکست داد، بجنگند؟! و یا اینکه از سوی برخی کشورها وعده حمایت شده است؟

بی شک آقای "جنبلاط" با اینگونه سخنان درپی آن نیست خود را معروف تر کند و یا به عنوان رهبر اصلی و سخنگوی چهره جناح 14 مارس، از "سعد حریری"، "سمیر جعجع"، "امیل جمیل" و دیگر چهره های این جناح پیشی بگیرد زیرا اگر با این سخنان به دنبال این گونه اهداف است، دیگر نمی توان او را سیاستمدار خواند.

برخی منابع آگاه اعلام کرده اند "جرج بوش" رئیس جمهور آمریکا که کشورش را در باتلاق عراق و افغانستان گیر انداخته، در سفر اخیر خود به منطقه به این نتیجه رسید به واقعا همه سیاست های کشورش به شکست انجامیده بنابراین بهترین کار اینست که جنگ جدیدی در منطقه آغاز شود تا شاید آمریکا با پیروزی در آن بتواند بر شکست های دیگر خود سرپوش گذارد. "بوش" به این نتیجه رسید که بهترین کار آغاز جنگ دیگری با حزب الله است، بنابراین پس از بازگشت به آمریکا چند تن از مقامات وزارت خارجه کشورش را به بیروت فرستاد تا با مذاکره با شخصیت های مختلف سیاسی و از جمله "ولید جنبلاط"، زمینه های این جنگ را مهیا کنند. "بوش" تصمیم گرفته با کمک "جنبلاط" و برخی دیگر شخصیت های لبنانی ابتدا جنگ با حزب الله را از درون لبنان آغاز کنند و سپس حمله از طرف رژیم اشغالگر قدس به بهانه های مختلف از خارج لبنان آغاز شود.

 

ناگفته نماند که "سعد حریری" به عنوان یکی از اصلی ترین وزنه های جناح 14 مارس، روز گذشته طی سخنانی وقوع هرگونه جنگ داخلی در لبنان را بعید دانست. کارشناسان مختلف سیاسی اعلام کردند که "حریری" با این سخنان خواست خط خود را از "جنبلاط" جدا کند و بگوید که در صورت وقوع چنین جنگی علیه حزب الله نخواهد ایستاد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 12:44  توسط فواد | 

روزنامه انگلیسی اندیپندنت در شماره صبح روز گذشته خود طی گزارشی به جنگ سومالی پرداخت و شکست محرمانه ارتش آمریکا در این کشور را سومین شکست آمریکا خواند.

اندیپندنت در ادامه این گزارش نوشت: ارتش آمریکا که پانزده سال پیش از سومالی عقب نشینی کرد، سال گذشته به صورت محرمانه به این کشور بازگشت.

در همین راست "استیو بلومفیلد"، خبرنگار اعزامی اندیپندنت در سومالی اعلام کرد: تعداد زیادی از نیروهای سازمان اطلاعات آمریکا CIA در مگادیشو پایتخت سومالی حضور دارند و به فعالیت و تحرکات بسیاری اقدام می ورزند.

 

"بلومفیلد" در ادامه می افزاید: این در حالیست که هواپیماهای بدون سرنشین آمریکایی نیز به طور مداوم در آسمان این شهر در حال پرواز و جمع آوری اطلاعات هستند.

وی در ادامه گفت: جنگندهای نیروی هوایی ارتش آمریکا طی 12 ماه گذشته، چهار بار حمله گسترده به نقاط مختلف مگادیشو انجام داده اند.

"بلومفیلد" همچنین افزود: آمریکا در سومالی مانند عراق و افغانستان به دنبال جنگ علیه تروریست است، اما این اقدام بی فایده است و ارتش این کشور مانند عراق و افغانستان شکست خورده است.

خبرنگار اندیپندنت در ادامه افزود: تعداد زیادی از افراد سومالی و تعداد کمی از افراد کنیایی که در این شهر توسط نیروهای امنیتی اتیوپی بازداشت شده اند، فورا به نیروهای امنیتی آمریکایی تحویل داده شده اند تا توسط آنان بازجویی شوند و به اصطلاح "اعتراف" کنند.

اندیپندنت در ادامه گزارش خود می افزاید: علیرغم حضور گسترده ارتش آمریکا و نیروهای امنیتی این کشور در سومالی، به دلیل سانسور خبری و اطلاع رسانی، به هیچ وجه حضور آنان محسوس نمی باشد و علت اصلی این مسأله شکست آمریکا و به اصطلاح "در باتلاق فرو رفتن" آمریکا در سومالی است.

این روزنامه در ادامه این گزارش می نویسد: "جان ییتز"، فرستاده آمریکا به سومالی چند روز پیش رسما به دیگر دیپلمات های حاضر در سومالی اعلام کرد که استراتیژی آمریکا در سومالی به شکست انجامید.

گفتنی است گزارش سازمان ملل متحد در مورد سومالی، این کشور را بدترین کشور آفریقایی از نظر اوضاع انسانی معرفی کرده است و این کشور را دارای بیشترین تعداد آوارگان نسبت به دیگر کشورهای آفریقایی اعلام کرده است.

در حال حاضر 600 هزار شهروند سومالی آواره هستند که 200 هزار تن از آنان در خیمه در پانزده کیلومتری مگادیشو زندگی می کنند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 12:55  توسط فواد | 
پس از حمله ارتش آمریکا به عراق در سال 2003 میلادی اوضاع منطقه متشنج تر از گذشته شد و روز به روز شاهد بحرانی تر شدن اوضاع هستیم و از سوی دیگر هر چند وقت یکبار آمریکای جنگ طلب، دوست و همپیمان اصلی خود یعنی رژیم صهیونیستی را بیشتر مورد حمایت نظامی قرار می دهد تا بتواند مدافع سیاست های آمریکایی در منطقه باشد. در واکنش به این مسأله کشورهای مختلف نیز که نگران مورد حمله قرار گرفتن هستند ناگزیر خود را برای دفاع آماده می کنند.

 

طی چند روز گذشته روزنامه های صهیونیستی و برخی دیگر رسانه های بین المللی سعی در بزرگ جلوه دادن تحرکات و تلاش های سوریه برای دست یابی به آخرین نوع موشک های جهان، داشتند. برای نمونه روزنامه صهیونیستی "هاآرتص" صفحه اول خود را به گزارشی کامل در مورد آخرین دستیابی نظامی سوریه اختصاص داد و در آن ادعا کرد که سوریه به نوعی موشک زمین به زمین بسیار پیشرفته دست یافته است که با استفاده از آن می توان دورترین نقاط در سرزمین های اشغالی را با دقت هر چه تمام تر مورد هدف و حمله قرار دهد. در ادامه این گزارش آمده: سوریه با استفاده از این موشک ها همچنین می تواند به راحتی به تأسیسات هسته ای، فرودگاه ها، بندرگاه ها و دیگر نقاط حساس و استراتیژی در سرزمین های اشغالی حمله کند. "هاآرتص" در ادامه نوشت: اطلاعات دقیق در این مورد اخیرا از سوی دستگاه های اطلاعاتی و امنیتی در اختیار مقامات بلندپایه دولت صهیونیستی قرار گرفته است. در ادامه گزارش "هاآرتص" نوشته شده که این موشک های زمین به زمین حداقل 250 کیلومتر برد دارد و توانایی حمل مقدار زیادی مواد منفجره را دارد. در ادامه این گزارش که تنها هدف آن بزرگ جلوه دادن تحرکات نظامی سوریه بوده است، نوشته شده: سوریه علاوه بر این موشک، جدیدا به یک سکوی موشک زمین به هوا که ساخت روسیه است نیز دست یافته. قدرت این سکو به قدری بالاست که می تواند همزمان بین 8 تا 12 موشک را پرتاب کند و این بزرگترین خطر تهدید کننده نیروهای هوایی ارتش رژیم صهیونیستی است زیرا این موشک ها به راحتی می توانند جنگنده های ارتش صهیونیستی را از راه بسیار دور هم مورد هدف قرار دهند.

بر فرض اینکه تمام این اخبار او ادعاها درست بوده و سوریه همچنان در حال گسترش سیستم نظامی و موشکی خود است، به واقع آیا این موشک ها و یا دیگر سلاح های نظامی سوریه و یا هر کشور دیگری در منطقه می تواند رژیم اشغالگر قدس را مورد تهدید قرار دهد، در حالیکه این رژیم از سال های پیش پیشرفته ترین انواع موشک های مختلف نظامی و نیز سکوی های پرتاب موشک های مختلف را در اختیار داشته است؟! آیا تاکنون سوریه حتی یک تیر ناقابل به طرف سرزمین های اشغالی پرتاب کرده، در حالیکه همگان سال گذشته شاهد بودیم که چگونه ارتش خونخوار صهیونیستی در حمله وحشیانه و ددمنشانه خود هزاران هزار موشک از انواع مختلف از سوی سازمان ملل متحد هم تحریم شده است را بر سر کودکان و زنان بی گناه لبنانی می ریختند. البته نباید فراموش کرده که آخرین گزارش ها نشان می دهد رژیم صهیونیستی با مظلوم نمایی و بهانه کردن جنگ 33 روزه، همچنان به سرعت هرچه تمام تر در حال پیشترفته تر کردن سیستم موشکی خود است و اخیرا به موشک های فوق پیشرفته ای دست یافته است.

به راستی بدبین ترین و بی عدالت ترین کارشناس سیاسی و استراتیژی جهان هم با نگاهی گذرا به تاریخ رژیم صهیونیستی و جنایت های این رژیم به راحتی خواهد فهمید که هویت موشک های صهیونیستی همواره هجومی بوده در حالیکه هویت موشک های سوریه همواره دفاعی بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم بهمن 1386ساعت 12:2  توسط فواد | 

يک روز از درگيري مسلحانه ميان افراد مسلح ناشناس با نيروهاي آمريکايي و اشغالگر در عراق و افغانستان خبر مي شنويم، روزي ديگر گفته مي شود انفجار يک خودروي بمب گذاري شده باعث کشته شدن دهها تن شد، يکبار ديگر هم از منتشر شدن ويروس هاي خطرناک مختلف ميان اهالي يک منطقه خبري به گوشمان مي رسد، يکي دو روز پيش هم از قطع شدن اينترنت کل کشورهاي حوزه خليج فارس و هند و مصر و برخي ديگر کشورها، خبري شنيديم. به واقع علت اصلي اين مسأله چيست؟!

شبکه القاعده که سالها پيش توسط آمريکا به وجود آمد، اکنون به بزرگترين دشمن بين المللي آمريکا تبديل شده است. اين شبکه که توانسته تا به اين لحظه در برابر آمريکا مقاومت کند و خسارت هاي زيانباري براي اين کشور به بار آورد، کم کم از مرز مبارزه با آمريکا فراتر رفته و در نظر دارد که با تمام جهان مبارزه کند به همين دليل از راه هاي گوناگوني در اين مبارزه استفاده مي کند.
شبکه القاعده در سال 1988 توسط "شيخ عبدالله يوسف عزام" تأسيس شد. اما مدتي نگذشت که به نام دوست وي "اسامه بن لادن" شهرت يافت. "شيخ عبدالله" يکي از استادان دانشگاه در رشته "شريعت اسلامي" در دانشگاه اردن بود اما به دليل برخي افکار افراطي و برخي مشکلات ديگري که با مقامات دانشگاه به وجود آمد، از اين دانشگاه اخراج شد. وي براي آزار دادن مقامات رسمي اردن، مدتها در مقابل درب دانشگاه بسات کرده بود و به صورت دست فروشي به فروختن کتابچه هاي کوچک اسلامي اقدام مي ورزيد. مدتي بعد به افغانستان رفت و در کنار جنگجويان افغاني به مبارزه عليه شوروي سابق پرداخت. همان وقت با "اسامه بن لادن" آشنا شد و مي توان گفت تا حدودي مشترکا شبکه اي به نام القاعده را تاسيس کردند اما به دليل کم بودن سن "بن لادن"، مديريت اوليه اين شبکه را "شيخ عبدالله" برعهده داشت تا اينکه در درگيري ها کشته شد. پس از کشته شدن وي "بن لادن" که فرزند خانواده اي ثروتمند بود، با استفاده از ثروت شخصي خود به سازماندهي منظم شبکه القاعده پرداخت و هزاران نيروي جوان را جذب خود کرد.
پس از پايان جنگ در افغانستان به سودان رفت و در آنجا پادگاني براي آموزش نيروهاي خود تاسيس کرد اما مدتي نگذشت که با فشار آمريکا عليه سودان، او مجبور به ترک اين کشور به محلي نامعلوم شد. تا اينکه مجددا در افغانستان ديده شد.
تقريبا اولين عمليات بزرگ شبکه القاعده عليه آمريکا در سال 1998 ميلادي در دو شهر نايروبي پايتخت کنيا و دارالسلام پايتخت تانزانيا صورت گرفت. در آن دو عمليات سفارت آمريکا منفجر شد و به کشته شدن بيش از 213 آمريکايي و غير آمريکايي منجر شد.
پس از آن حادثه، بزرگترين عمليات اين شبکه عليه آمريکا در 11 سپتامبر 2001 رخ داد که در آن دو برج بزرگ تجارت جهاني و نيز وزارت دفاع آمريکا (پنتاگون) مورد حمله قرار گرفت. در آن حادثه که به اعتقاد بيشتر سياستمداران و کارشناسان سياسي جهان، نقطه عطفي در تاريخ آمريکا و نيز جهان بود، هزاران آمريکايي کشته شدند.
مي توان گفت پس از حمله آمريکا به عراق، اين کشور به صحنه مبارزه اصلي ميان اين شبکه و آمريکا تبديل شد.
شبکه القاعده طي سال ها مبارزه خود عليه آمريکا و ديگر کشورهاي جهان از روشهاي مختلف استفاده کرده است. برخي از اين روشها با عصر حاضر همخواني دارد.
1- همانطور که گفته شد، اولين روش مبارزاتي آنان روش مستقيم بود که در افغانستان و گاهي در عراق رخ مي دهد. يعني حمله مسلحانه افراد ناشناس (وابسته به اين شبکه) به نيروهاي آمريکايي و اشغالگر در هر دو کشور.
2- روش ديگر مبارزه، بمب گذاري است که خود چندين نوع دارد:
خودروهاي و ديگر وسايل نقليه و يا حتي کيف هاي بمب گذاري شده که در انفجار دو سفارت آمريکا در کنيا و تانزانيا و نيز در بسياري از انفجارها در افغانستان و عراق از اين روش استفاده مي شود. در انفجار شرکت نفت عربستان و يا ناو آمريکايي در سواحل يمن نيز از اين روش استفاده شد. در انفجار مادريد و يا انفجار مترو در لندن نيز از اين روش استفاده شد.
البته قابل ذکر است آمار نشان مي دهد اين شبکه براي انجام چنين عمليات بيشتر از جوانان استفاده مي کند اما به تازگي زنان و کودکان نيز در اينگونه عمليات ها مورد استفاده قرار مي گيرند. براي نمونه در انفجار دو هتل بزرگ در امان پايتخت اردن در سال 2003 ميلادي از يک زن نيز استفاده شد و يا در دو انفجار بزرگ بغداد که چند روز پيش رخ داد و به کشته و زخمي شدن بيش از 300 نفر منجر شد، از دو زن ميانسال استفاده شد. استفاده از کودکان در چنين عمليات هايي بيشتر در کشور افغانستان مشاهده شده است.
3- از ديگر روش هاي مبارزاتي اين شبکه منتشر کردن ويروس خطرناک و کشنده بيماريهاي مختلف است. در اين روش که اولين بار در کشورهاي شرق آسيا به خصوص در تايلند و تايوان استفاده شد، اعضاي اين شبکه با تزريق ويروس هاي مختلف به ميان مردم رفته و به اصطلاح به زندگي طبيعي خود ادامه مي دهند اما در واقع به نشر ويروس هاي کشنده تلاش مي ورزند. اين يکي از سخت ترين روش هايي بوده که تاکنون تقريبا غير قابل کنترل بوده است.
4- از ديگر روش هاي مبارزاتي اين شبکه از طريق اينترنت صورت مي گيرد. شبکه القاعده علاوه بر کمک گرفتن از شبکه عنکبوتي براي عضوگيري، عليه برخي پايگاه هاي الکترونيکي و اطلاعاتي آمريکا و ديگر کشورهاي جهان و يا پايگاه هاي الکترونيکي وزارت دفاع و يا برخي وزارتخانه هاي حساس کشورهاي مختلف، حمله مي کنند و با انداختن ويروس و يا ربودن اطلاعات، باعث ايجاد مشکل مي شود.
5- روش ديگر مبارزه که گويا جديد و مدرن به نظر مي رسد، خبر آن دو سه روز پيش منتشر شد. ابتدا خبري داشتيم که به دلايل فني اينترنت کشورهاي حوزه خليج فارس و نيز هندوستان و مصر و برخي کشورهاي ديگر قطع شده است. يکي دو روز بعد برخي منابع آگاه اطلاع دادند که پيش بيني مي شود اين مشکل يک اقدام تخريبي و توسط شبکه القاعده صورت گرفته است. کارشناسان اقتصادي اعلام کردند اين قطعي دو هفته اي اينترنت در منطقه، ممکن است ميلياردها دلار خسارت به اقتصاد اين کشورها وارد مي کند.
گويا "اسامه بن لادن" و يارانش همواره از روشهاي مختلف براي خرابکاري و خسارت وارد کردن استفاده مي کنند که با عصرمان که عصر ارتباطات است، همخواني داشته باشد تا بدين وسيله بتوانند بيشتر خسارت را به دشمنانشان وارد کنند.
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:8  توسط فواد | 

 

منابع غني موجود در كشورهاي افريقايي در كنار برخي كمكهاي كشورهاي جهان به ويژه كشورهاي اسلامي در حالي صورت مي گيرد كه اثر اين مساعدتها در سطح رفاه زندگي مردم ملموس نيست و اين اعتبارات اغلب صرف هزينه ها و سرمايه گذاريهاي شخصي رهبران اين كشورها مي شود.

 آخرین بررسی و پژوهش های انجام شده نشان می دهد که سران و رهبران کشورهای قاره افریقا که فقیرترین کشورهای جهان به حساب می آیند، جزو بزرگترین سرمایه گذاران به خصوص در زمینه املاک، در شهر پاریس هستند.

بنا بر اين گزارش، صاحبان ویلاها، زیباترین حیاط ها و یا بزرگترین و مجلل ترين هتل های پاریس و دیگر املاک عظیم این شهر، میلیاردهای روسی و یا شیخ نشینان عرب نیستند بلکه عمده آنان سران کشورهای سیاهپوست و فقیر افریقایی هستند.

بررسی های انجام شده در 34 دفتر اسناد رسمی و محضری نیز نشان می دهد رؤسای جمهور و برخی مقامات بلندپایه کشورهای کنگو، گابن، بورکینافاسو، آنگولا، گینه و... همگی دارای این چنین املاکی در بهترین موقعیت های شهر پاریس هستند.

برای نمونه ماه ژوئن گذشته دو تن از فرزندان "عمر بونگو"، رئیس جمهور گابن، یکی از زیباترین هتل های شهر پاریس را به قیمت 19 میلیون یورو خریداری کردند. این دو فرزند 13 و 16 ساله هستند. "عمر بونگو" علاوه بر این هتل، 33 قطعه ملک و زمین که در بهترین و استراتژیك ترین نقاط پاریس هستند را برای خود خریداری کرده است. وي از سال 1967 تاكنون قدرت را در اين كشور در دست دارد.

اين در حاليست كه کمک های كشورهاي اسلامی به این کشورهای افریقایی به گونه ای نیست که برای آن کشورها و یا مردم فقیر این قاره مفید باشد. پرداخت تسهيلات غیرنقدی و یا به صورت کمک های زیرساختی به منظور افزايش اشتغال و رشد رفاه عمومي، در مقابل روند موجود پيشنهاد شده است.

با اين حال، طی دو سال اخیر یکی از کشورهای افریقایی که مورد توجه جمهوری اسلامی ایران نيز قرار گرفته، مجمع الجزایر کومور است. این کشور که در سواحل آفریقای شرقی است، اکنون در سطح رسانه های جهانی به قلعه جدید ایران شهرت يافته است. علت اصلی این مساله پیروزی "احمد عبدالله سامبی"، در انتخابات ریاست جمهوری این کشور است. "سامبی" که از نسل سادات نيز مي باشد، حدود 20 سال قبل در شهر قم تحصیل می کرده است. وي شیعه اثنی عشری و از حامیان جدید جمهوری اسلامی ایران، به ویژه انقلاب اسلامی و امام خمینی (ره) است.

"سامبی" به دلیل پوشیدن لباس روحانیت، در کشورش و در رسانه هاي غربي با لقب "آیت الله" خوانده مي شود. نکته قابل توجه اینکه وي نخستين رئیس جمهور کومور است که طی ربع قرن گذشته بدون کودتا و با انتخابات سالم به قدرت رسیده است. 

وی از لحظه به قدرت رسیدن به شدت با مفاسد اقتصادی مبارزه کرده و با هزینه های اضافی و ریخت و پاش های دولتي موافق نيست.

سامبي البته به دلیل فشار شدید فرانسه و امریکا، تاکنون در تمام مصاحبه ها و اظهارنظرهاي رسمی هیچگونه سخنی در مورد مذهب خود (شیعه یا سنی بودن) بيان نکرده است.

با اين حال، مخالفان وي به منظور تضعيف پايگاه اجتماعي اش، او را مزدور ایران معرفی می کنند، اما سامبي فقط خود را دوستدار جمهوری اسلامی و مقامات ايران معرفی می داند.

کومور با جمعیت حدود یک میلیون نفر، کشوری صد در صد مسلمان است و به تازگی برخی از شهروندان آن مذهب شیعه جعفری را برای خود برگزیده اند. ناگفته نماند این کشور زمینه مناسبی دارد تا در آینده نزدیک به کشوری کاملاً شیعی در نقطه استراتژیك در كنار اقیانوس هند، تبدیل شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 14:23  توسط فواد | 

 

جمهوری اسلامی ايران و مصر دو دولت بزرگ و تأثيرگذار در منطقه هستند که هر يک داراي اهداف و ديدگاه هاي خود براي تحقق منافع مي باشند. اين ديدگاه ها در برخي نقاط مشترک و در برخی موارد ديگر متضاد است.

روابط ايران و مصر همواره بر اساس اين ديدگاه هاي مشترک و غير مشترک بنا نهاده شده است. "انور سادات" رئیس جمهور سابق مصر يکي از بهترين دوستان "محمد رضا پهلوي" بود و به همين دليل روابط تهران- قاهره پيش از انقلاب، در سطح عالی قرار داشته است. روابط پهلوي با مقامات مصری به قدري مساعد بود که پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با وجود امتناع دولت ایالات متحده از پذیرش اقامت شاه، دولت مصر به وی پناه داد.

پهلوي و سادات، افکار و ديدگاههاي نزديک به هم داشتند. هر دو معتقد بودند راه حل 99 درصد از بحران ها و مشکلات خاورميانه در دست امريکاست. هر دو نیز علاوه بر به رسميت شناختن رژيم صهيونيستي، رابطه خوبي با اين رژيم داشته و معتقد بودند که ديگر نبايد با رژيم صهيونيستي جنگيد.

استقبال مصر از پهلوی، مقامات ايراني را به خشم آورد اما به قطع کامل روابط منجر نشد تا اينکه چند ماه بعد در مارس 1979 میلادی، مصر با رژيم صهيونيستي توافقنامه صلح امضاء کرد. تهران پس از اين توافقنامه، بلافاصله روابط ديپلماتيک خود را به طور کامل با مصر قطع کرد و پس از ترور "انور سادات" در سال 1981 میلادی به دست "خالد اسلامبولي" يکي از اسلامگرايان افراطي مصر، ايران فوراً يکي از خيابان هاي خود را به نام او نهاد. اين اقدام به تيره تر شدن روابط دو کشور منجر شد.

با آغاز جنگ تحميلي، مصر بلافاصله حمايت کامل خود از عراق را اعلام کرد و به همين دليل روابط دو کشور تيره تر شد.

مدتي بعد در حاليکه جنگ تحميلي ادامه داشت، "حسني مبارک" رئيس جمهور فعلي مصر به قدرت رسيد و پس از آن، جنگ تبليغاتي تهران- قاهره عليه يکديگر فروکش کرد.

با پایان جنگ تحمیلی ایران در اقدامی یکطرفه هزاران نفر از اتباع مصری که به همراه نیروهای عراقی به اسارت در آمده بودند را به وساطت شیخ محمد غزالی روحانی مصری آزاد کرد.

پس از پايان جنگ تحميلي، بلافاصله برخي رفت و آمدها ميان دو کشور آغاز شد. براي نمونه تيم هاي ورزشي و هنري براي شرکت در مسابقات مختلف به کشور ديگر اعزام شدند. پس از آن نيز برخي وزراي دو کشور براي شرکت در کنفرانس هاي بين المللي که در پايتخت هاي دو کشور برگزار مي شد، به تهران و قاهره سفر کردند.

مدتي بعد يعني در سال 1990 میلادی حمله عراق به کويت آغاز شد. با اعلام بی طرفی ایران، روابط تهران با بسياري از کشورهاي عربي از جمله مصر بهبود یافت.

به رغم بهبود کامل روابط اما روابط محتاطانه ميان دو کشور ادامه يافت و در سال 1991 میلادی هر دو کشور دفتر حفظ منافع براي خود را در پايتخت ديگري بازگشایی کردند. روابط دو کشور پس از آن روز به روز بهتر شد و در سال 2000 میلادی "حسني مبارک" رئيس جمهور مصر براي اولين بار طي تماس تلفني با "سيد محمد خاتمي" رئيس جمهور وقت ایران صحبت کرد و اين دو رئيس جمهور در سال 2003 میلادی در حاشيه داووس  که در سویيس برگزار شد، با يکديگر ديدار و گفتگو کردند.


اين روابط حسنه مدت زيادي به طول نيانجاميد. در سال 2004 میلادی مصر به تهران فشار آورد تا نام خيابان "خالد اسلامبولي" را تغيير دهد که با مخالفت تهران روبرو شد. دسامبر همان سال دادستان عمومي مصر، ايران را به تلاش براي تجسس در مصر از طريق يک شهروند مصري به نام "محمد عيد" متهم کرد. مصر ادعا مي کرد اين شهروند مصري از طريق يکي از ديپلمات هاي ايراني در قاهره به يک مزدور و جاسوس براي ايران تبديل شده و وي براي انجام عمليات هاي تروريستي در مصر و عربستان سعودي برنامه ريزي مي کرده است. اين ادعاي دادستان عمومي مصر به شدت از سوي ايران تکذيب شد.

پس از اشغال عراق، مصر ايران را به تلاش براي افزايش نفوذ در عراق متهم و اعلام کرد براي مذاکره جهت بهبود روابط، بايد ابتدا ايران حسن نيت خود را از طريق تلاش براي بازگرداندن امنيت و ثبات به عراق ثابت کند.

اما با شکست کامل آمریکا در عراق و تبدیل ایران به یک  ابرقدرت منطقه ای، آمريکا کوشید تا جبهه ای عربی به محوریت عربستان و مصر ايجاد کند و در این راستا "کاندوليزا رايس" وزير امور خارجه آمريکا چندين بار به قاهره و ديگر پايتخت هاي عربي سفر کرد و در یکی از آخرين سفرهای خود که به همراه "رابرت گيتس" وزير دفاع آمريکا صورت گرفت، قرار داد چندين ميليارد دلاري فروش اسلحه با چند کشور عربي از جمله مصر امضاء کرد.

مدتی نگذشت که روابط تهران– قاهره به گونه ای شاهد بهبودی شد که "علی لاریجانی"، عضو شورای عالی امنیت ملی طی سفری که غیر رسمی خوانده شد، به قاهره رفت و با وزیر خارجه و برخی مقامات دیگر این کشور دیدار و گفتگو کرد. از سوی دیگر مقامات مصری نیز طی اظهارات مختلف خواستار بهبود روابط دو کشور شدند.

با اوج گرفتن بحران غزه، دکتر احمدی نژاد در تماسی تلفنی با مبارک خواستار عدم مخالفت مصر با بازگشایی گذرگاه رفح و برچیدن دیوار حائل شد.

چندی بعد با برگزاری نشست سران مجالس کشورهای اسلامی حدادعادل رئیس مجلس و ناطق نوری مشاور رهبر انقلاب به مصر رفتند و در دیدارهای جداگانه با مبارک به بررسی راههای بهبود روابط دوجانبه پرداختند.

دکتر احمدی نژاد در اواخر خردادماه 86 و در سفر به امارات متحده عربی اظهار داشت: اگر مصر اعلام آمادگی کند تا پایان وقت اداری امروز سفارتمان را در قاهره بازگشایی خواهیم کرد.

اکنون دولتمردان مصری هستند که باید درک کنند مناسبات فرهنگی دو ملت ایران و مصر به سمت مقابله با سلطه جویی آمریکا و اسرائیل در حرکت است و سد کردن این مناسبات بهای گزافی خواهد داشت.

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:13  توسط فواد | 

http://www.iranview.ir/index.aspx?tm=&cat=&subcat=&book=pars

با نوشتن نام خود به زبان انگلیسی در این آدرس می توانید نام خود را به خط میخی مشاهده نمایید

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 16:38  توسط فواد | 

در حالیکه برخی از موسسات مدنی، اهالی کرانه باختری رود اردن و نوار غزه و نیز فلسطینیان 48 که در سرزمین های اشغالی اقامت دارند را با شعار "فرزند کمتر، زندگی بهتر" به کاهش زاد و ولد دعوت می کنند، صهیونیست ها زنان به اصطلاح مؤمن یهودی را به افزایش تعداد کودکان جهت افزایش جمعیت رژیم اشغالگر قدس، دعوت می کنند.

صهیونیست ها با استناد به کتب دینی خود و سوء استفاده از احساسات دینی زنان یهودی به اصطلاح مؤمن، آنان را به افزایش نسل یهودیان جهت بیشتر شدن جمعیت صهیونیست ها از فلسطینیان در سرزمین های فلسطینی دعوت می کنند.

اندیشمندان صهیونیستی نیز همواره در رسانه های مختلف طی سخنانی به نقش موثر و سازنده زنان متدین یهودی در تقویت رژیم اشغالگر قدس اشاره می کنند. این اندیشمندان می گویند: زنانی برای "اسرائیل" مفیدترند که صاحب هشت فرزند باشند، زیرا در این صورت است که ما می توانیم از نظر "دموگرافی" بر فلسطینیان برتری داشته باشیم.

"حوجی هوبرمن"، اندیشمند و نویسنده راستگرای صهیونیستی طی مقاله ای در روزنامه صهیونیستی "هتسوفیه" در مورد اهمیت نقش "رحم" زنان مؤمن یهودی در نبرد میان "اسرائیلی"ها و فلسطینیان می نویسد: غیر قابل انکار است که چپگرایان صهیونیستی در زمینه تبلیغاتی موفقیت قابل توجهی بدست آورده و توانستند با استفاده از در خدمت گرفتن رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی، طوری وانمود کنند که نبرد اصلی میان شهرک نشینان سرزمین های اشغالی با فلسطینیان بر سر زمین و دموگرافی جمعیتی است و در صورت حل این دو مشکل یعنی برتری صهیونیست در این دو مورد، مشکل پرونده فلسطین حل خواهد شد و صلح و آرامش منطقه خاورمیانه را فرا می گیرد.

گفتنی است آمار و ارقام اعلام شده در پژوهش پژوهشگران آمریکایی که آشکارا به نفع صهیونیست ها تهیه شده است نشان می دهد که صهیونیست ها و فلسطینیان در سالهای آینده از نظر جمعیتی به یکدیگر نزدیک خواهند شد. گزارش ارائه شده توسط این پژوهشگران نشان می دهد که در سال 2025 میلادی صهیونیست ها 79% از جمعیت شهر "بیت المقدس" را تشکیل خواهند داد و مدتی بعد هم این آمار به 80% افزایش خواهد یافت. در این گزارش آمده: علت این افزایش جمعیتی میان یهودیان، افزایش شدید زاد و ولد میان یهودیان متدین است که به یهودیان آرتدوکس معروفند. گفتنی است برخی از این زنان معتقدند حداقل باید صاحب هشت فرزند شوند.

در این گزارش نیز آمده: حتی اگر یهودیان سراسر جهان به سرزمین های اشغالی کوچ نکند، "رحم" این زنان یهودی به افزایش جمعیت صهیونیست ها کمک خواهد کرد و این نبرد جمعیتی را به نفع ما به پایان خواهد رساند.

در ادامه گزارش آمده: در سال 2025 حتی نسبت یهودیان متدین نسبت به یهودیان سکولار نیز افزایش خواهد یافت به طوری که از 71% کنونی به 56% در آن سال کاهش می یابد در حالیکه یهودیان متدین که در حال حاضر حدود 16% جمعیت را تشکیل می دهند در آن سال به 29% افزایش خواهند یافت.

منابع آگاه صهیونیستی که خواستند نامشان فاش نشود، اعلام کردند: این گزارش تأثیر بسزایی در افزایش جمعیت صهیونیستها در سرزمین های اشغالی داشته است به طوریکه در گذشته حتی یک زن یهودی هم نبود که هشت فرزند داشته باشد، اما در حال حاضر تعداد زیادی از زنان متدین صهیونیست هستند که هشت فرزند و یا حتی بیشتر دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن 1386ساعت 14:0  توسط فواد | 

"به سلامت برو ای حمیل" نام فیلمی است که در کشور دانمارک توسط یک کارگردان عرب تبار تهیه شده است. موضوع اصلی این فیلم فتنه انگیز در مورد نبرد شیعیان و اهل سنت است.

این فیلم نبردی خونین میان شیعیان و سنی ها را به تصویر می کشد. فیلم سینمایی مذکور برای شرکت در یک مسابقه رسمی، به جشنواره بین المللی فیلم "روتردام" که در کشور هلند برگزار می شود، ارسال شده و به نمایش در آمد.

"عمر شرقاوی" متولد دانمارک، کارگردان این فیلم جنجال برانگیز است. پدر وی فلسطینی و مادرش دانمارکیست. او برای طبیعی تر نشان دادن فیلمش از برخی بازیگران عرب غیر سرشناس که در کشور دانمارک اقامت دارند، استفاده کرده است.

"شرقاوی" پس از اینکه فیلمی را که ساخته غیرطایفه ای و بیطرف خواند، در مورد فیلمش گفت: این فیلم برای فهماندن اختلافات تاریخی موجود میان مذاهب مختلف اسلامی به اعراب افراطی، مهم است.

مقامات برگزار کننده فیلم اعلام کرده اند که این اولین فیلم سینمایی است که در این زمینه ساخته شده و به رغم اینکه این اولین فیلم این کارگردان بوده اما موفقیت چشمگیری بدست آورده است.

حوادث این فیلم جنگی در دانمارک اتفاق افتاده و موضوع فیلم در مورد شیعیان و سنی های مقیم این کشور است. ابتدا برخی اختلافات موجود میان آنان را به نمایش در آورده و سپس نشان می دهد که پیروان هر طرف چگونه به انتقام گیری و کشتن یکدیگر می پردازند. خشونت این فیلم به حدی بالاست که آزار و انتقام گیریهای  بدنی را به نمایش می گذارد و نشان می دهد که چگونه پیروان این دو مذهب خون یکدیگر را بر زمین می ریزند.

نکته قابل توجه اینست که این فیلم علاوه بر اینکه به دور از نظارت مسلمانان و در یک منطقه غیر اسلامی ساخته شده، اصطلاح های بد و فحاشی بسیاری را از زبان پیروان دو طائفه به نمایش می گذارد و علاوه بر آن نیز برخی القاب قدیمی و ناپسند مانند "نواصب" و "روافض" که به ترتیب برای سنی ها و شیعیان به کار می رفته را مورد استفاده قرار داده تا از این طریق بتواند هر چه بیشتر میان مسلمانان فتنه انگیزی کند و تفرقه به وجود بیاورد. برخی از بخشهای این فیلم پیروان دو مذهب اصطلاح "کافر" را برای یکدیگر به کار می برند و به گفته برخی از افرادی که فیلم را دیده اند، در برخی از قسمت های آن نیز از اصطلاحات بسیار رکیک استفاده شده که به واقع شرم آور است.

برگزار کنندگان این جشنواره اعلام کردند که این فیلم به شدت مورد استقبال تماشاچیان و شهروندان هلندی قرار گرفت.

گفتنی است بسیاری از مسلمانان و اعراب مقیم هلند از تولید و پخش این فیلم که به واقع می توان آنرا یک فیلم مستهجن دانست، ابراز نارضایتی و خشم کردند.

"کامل حسین" یک عراقی مقیم هلند است. وی در این مورد می گوید: در این فیلم از موضوعی حساس که باید با آن بسیار آرام برخورد کنیم، سوء استفاده شده است و تنها هدف این مساله، سودجویی کارگردان و تهیه کننده آن است.

"منتهی صالح" از دیگر عراقیان مقیم هلند است. وی در این مورد می گوید: این فیلم با تکیه بر اوضاع بحرانی عراق و برخی اختلافات موجود میان پیروان این دو مذهب در عراق که اصلا واقعیت هم ندارد، به دنبال سودجویی است و دلیل این مساله آنست که می بینیم عراقی های پیرو این دو مذهب در کشورهای دیگر و حتی در هلند، هیچ گونه مشکلی با یکدیگر ندارند.

در یکی از صحنه های این فیلم که خشم بینندگان مسلمان را به شدت برانگیخت نشان می دهد که تعدادی از مسلمانان حاضر به ورود به یکی از مساجد نمی شوند و علت این مساله آنست که مسجد به پیروان مذهب دیگر اختصاص دارد.

"ثائر احمد" از عراقیان مقیم شهر "روتردام" در کشور هلند است. وی پس از اینکه این فیلم را دروغی خواند، می گوید: من بارها به دانمارک سفر کرده ام و اصلا مسلمانان این کشور به هیچ وجه چنین رفتارهایی ندارند.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 11:5  توسط فواد | 
دانشگاه "ملک عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود" در کشور عربستان سعودي با دادن آگهي بازرگاني به پايگاه الکترونيکي روزنامه صهيونيستي "هاآرتص"، اعلام کرده که دانشجو مي پذيرد.
گفتني است دانشگاه "ملک عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود" يکي از بزرگترين و سرشناس ترين دانشگاه هاي عربستان سعودي به شماره مي رود.
اين دانشگاه يک از دانشگاه مهندس و فني است که در سطوح مختلف از ليسانس تا دکترا دانشجو مي پذيرد.
رئيس اين دانشگاه، "علي النعيمي" وزير برق و نيرو در اين کشور است.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 18:49  توسط فواد | 

یکی از نوادگان "محمد ابن عبدالوهاب"، بنیانگذار اندیشه "وهابیت" در عربستان سعودی، به تازگی به همراه تعدادی از دانشجویان عربستانی که در کشورهای اروپایی مشغول تحصیل هستند، جنبش جدیدی را با هدف انتشار "صلح" در جهان آغاز کرده اند.

"عمرو آل الشیخ" 27 ساله فرزند یکی از خانواده های با اصل و نسب و ریشه دار عربستانی است. جد بزرگ وی "محمد ابن عبدالوهاب آل شیخ"، بنیانگذار اندیشه "وهابیت" در کشور عربستان سعودی بوده است. "عمرو" که در شهر "برایتون" در نزدیکی "لندن" پایتخت انگلستان متولد شده، بیش از 21 سال از زندگی خود را در کشورهای اروپایی گذرانده است. او در واقع با زندگی در شهرها و روستاهای مختلف این کشور، در دل فرهنگ انگلیسی غلطیده است.

مدتی بعد نیز برای تحصیلات دانشگاهی، به شهر زیبا و پرزرق و برق "ژنو" در سوئیس سفر کرد. وی در رشته "سیاست و فلسفه" تخصص یافت و در کنار آن "روانشناسی و بازاریابی" را نیز آموخت.

او به تازگی با کمک تعدادی از دوستان خود و دانشجویان عربستانی که در کشورهای مختلف اروپایی مشغول تحصیل هستند، جنبش جدیدی را با هدف انتشار "صلح" به راه انداخته است.

وی در حالیکه زبان عربی را به سختی و با لهجه ای غیر عربی بر زبان می آورد، در مورد جنبشی که به راه انداخته گفت: ما جنبش خود را با یک جمله آغاز کرده ایم و آن هم این است: "یک امت".

"عمرو" در ادامه می افزاید: اندیشه به راه انداختن چنین جنبشی هنگامی به ذهنم خطور کرد که دانشجو بودم و با ملتهای دیگر نشست و برخواست و داد و ستد داشتم. در آن زمان شاهد بودم که دانشجویان مسلمان، مسیحی و یهودی، همگی با تکیه بر چنین جمله ای در کنار یکدیگر زندگی می کنند، سپس این عبارت به دلم نشست و تصمیم گرفتم با تکیه بر آن برای وحدت ادیان و ملتهای مختلف و گسترش "صلح" در جهان تلاش کنم.

"عمرو آل شیخ" در ادامه گفت: هر کار دسته جمعی موفق خواهد شد، به شرط اینکه افراد آن در کار خود مخلص باشند.

وی همچنین افزود: ما برای این جنبش خود، "تی شرت" های تبلیغاتی تهیه کرده ایم که بر روی آن جمله "one ummah" یعنی "یک امت"، به دو زبان عربی و انگلیسی چاپ شده است.

نوه بنیانگذار اندیشه "وهابیت" در ادامه گفت: یکی از عللی که جنبش ما نسبتا موفق شده اینست که برخی از گروهای سرشناس هنری جهان در مراسم خود با "تی شرت"های ما بر روی صحنه رفته و برنامه اجرا کردند، برای نمونه "MIMMS" خواننده سرشناس "RAP" در آمریکا، "هیثم زکی" بازیگر سرشناس مصر، برخی از اعضای گروه کویتی "میامی" و یا برخی دیگر از خوانندگان عرب و بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان و نیز برخی از زنانی که "مدل لباس". در مجموع در یک سال فعالیت، نتیجه بسیار عالی گرفتیم.

"عمرو" در ادامه گفت: البته به جز "تی شرت"، محصولات دیگری مانند شلوار، قاب تلفن همراه و برخی محص